TLAXCALA تلاكسكالا Τλαξκάλα Тлакскала la red internacional de traductores por la diversidad lingüística le réseau international des traducteurs pour la diversité linguistique the international network of translators for linguistic diversity الشبكة العالمية للمترجمين من اجل التنويع اللغوي das internationale Übersetzernetzwerk für sprachliche Vielfalt a rede internacional de tradutores pela diversidade linguística la rete internazionale di traduttori per la diversità linguistica la xarxa internacional dels traductors per a la diversitat lingüística översättarnas internationella nätverk för språklig mångfald شبکه بین المللی مترجمین خواهان حفظ تنوع گویش το διεθνής δίκτυο των μεταφραστών για τη γλωσσική ποικιλία международная сеть переводчиков языкового разнообразия Aẓeḍḍa n yemsuqqlen i lmend n uṭṭuqqet n yilsawen dilsel çeşitlilik için uluslararası çevirmen ağı

 23/04/2021 Tlaxcala, the international network of translators for linguistic diversity Tlaxcala's Manifesto  
English  
 EUROPE 
EUROPE / تحریک به جنگ علیه ایران
Date of publication at Tlaxcala: 17/01/2021
Original: Kriegsempfehlung gegen den Iran

تحریک به جنگ علیه ایران

German-Foreign-Policy.com

Translated by  Hamid Beheschti حميد بهشتي

 

 حمایت مرکز استراتژیک دولت آلمان به جانبداری از تهاجم نظامی به ایران



 Politische Studien 481, Hanns-Seidel-Stiftung : مأخذ

برلین/ واشنگتن/ تهران (گزارش اختصاصی) – آلمان می بایست برای نگهبانی از منافع این کشور تحت شرایط ویژه "از ضربه زدن نظامی به ایران حمایت نماید". این خواست آکادمی سیاست امنیتی آلمان (BAKS) است که مهم ترین مرکز استراتژیک این کشور است. به طوریکه در یکی از موضع گیری های اخیر BAKS آمده است این می تواند لازمه تمایلات آلمان به جلوگیری از توسعه جنگ افزار هسته ای در خاورمیانه باشد. پیش زمینه سخن مزبور این است که برلین امیدوار است با همکاری دولت آینده بایدن توافق هسته ای با ایران را مجددا به کار اندازند تا در ارتباط با آن تهران به چشم پوشی یکجانبه از برنامه های موشکی خویش مجبور گردد. البته روشن نیست که آیا این کار موفقیت آمیز خواهد بود: تهران به تازگی – به جهت اعتراض به قتل یک کارشناس هسته ای خود- غنی سازی اورانیوم را به بیش از مرز مقرر افزوده است. پشت صحنه ی این درگیری، زورآزمائی بر سر حاکمیت بر خاورمیانه است که نیروهای غربی می کوشند جلوی ایران را بگیرند و از مخالفش عربستان سعودی حمایت می نمایند.

دعوا بر سر حاکمیت بر خلیج

هسته ی این زورآزمائیِ سرسختانه در خاورمیانه و نزدیک، به طوریکه در یک موضعگیری آکادمی سیاست امنیتی آلمان آمده، درگیری میان عربستان سعودی و ایران بر سر قدرت سیاسی در منطقه است.[1] علت آن این است که هر دو طرف، مدعی حاکمیت بر خلیج فارس بوده، اما در مقایسه منطقه ای، ایران نه تنها دارای ساختار صنعتی پایه ایست، بلکه دارای ملتی است که هم به لحاط جمعیت و هم به لحاظ آموزش غنی است. علاوه بر آن ایران از سیاست خشونت آمیز غرب در دو دهه گذشته بهره برده است. یکی بخاطر اینکه رقیب سنتی این کشور، عراق، در سال 2003 نه فقط به لحاظ قدرت سیاسی حذف گشت، بلکه اکثریت جمعیت این کشور شیعه بوده و لذا ایران در بغداد دارای نفوذ است. دیگر اینکه غرب در سوریه با کوشش سرنگونی بشر الاسد این کشور را هم به مسکو و هم به ایران نزدیک نموده و به شبه نظامیان طرفدار ایران پر و بال داده است و در یمن نیز شبه نظامیان هوثی، از زمانی که در 2015 عربستان علیه آنها آغاز به جنگ نمود، دائم به ایران نزدیک تر گشتند. تهران از سیاست شکست خورده دشمنانش بهره می برد.

آرشیتکت های قرارداد هسته ای

آکنون در سیاست دول غرب و متحدین آنها تحولی دو گونه قابل تشخیص است:

از یکسو رئیس جمهور آتی آمریکا جو بایدن این برداشت را ایجاد می نماید که از سیاست فشار حداکثری که دولت ترامپ دنبال می نمود صرفنظر می کند و خواهان توافق جدید با ایران است. وزیر امور خارجه آتی آمریکا، آنتونی بلینکن، که بعنوان یکی از آرشیتکت های توافق هسته ای با ایران معروف است نقض آن را از جانب رئیس جمهور آمریکا بارها به شدت مورد انتقاد قرار داده است. رئیس کنونی سازمان سیا، ویلیام بُرنز، در سال 2008 تماس های محرمانه ای را با تهران ایجاد نموده بود و از 2013 تماس های مکالماتی برای ایجاد کانال های تبادل نظر بوجود آورد – البته در همکاری با جک سولیوان که در آینده ریاست شورای امنیت ملی را بر عهده می گیرد.[2]  بنا بر نوشته ی BAKS بدیهی است که دولت بایدن تمامی توافق هسته ای 2015 را فعال نخواهد ساخت. زیرا ایران در این بین در سال های گذشته توانسته است موقعیت خویش را علی رغم تحریم های آمریکا تقویت نماید. ایران، هم توانسته است اقدامات موشکی خود را موفقانه به پیش برد و هم توانسته است روابط خویش را با شبه نظامیان در چندین کشور منطقه – از عراق گرفته تا لبنان و یمن- نیز تقویت نماید. لذا در معاملات آتی می باید ایران را به عقب نشینی از این پیشرفت ها وادار نمود.

اتحاد علیه تهران

از سوی دیگر مخلفان منطقه ای ایران در هفته ها و ماه های گذشته موفق گشتند بیش از پیش با یکدیگر متحد گردند. بدین ترتیب نه تنها شورای هماهنگی خلیح که اتحاد میان عربستان سعودی با امارات متحده عربی، قطر، بحرین، کویت و عمان است با اعلام اخیر پایان دادن به محاصره قطر از جانب ریاض و ابوظبی دوباره دارای توان عمل مشترک گشته است. به ویژه عادی سازی ارتباط میان اسرائیل از یک سو، و امارات متحده عربی و نیز بحرین از سوی دیگر موجب ایجاد جبهه ای در خاورمیانه علیه ایران گشته است. عربستان سعودی البته هنوز ارتباط خویش با اسرائیل را رسماً عادی نساخته است، اما به طور غیر رسمی مدتهاست بدان سو در حرکت است.[3] به طوریکه گیدو شتاینبرگ، مؤلف موضعگیری BAKS و نیز کارشناس امور خاورمیانه در بنیاد علم و سیاست (SWP) ارزیابی می نماید، برای کشورهای خلیج، اسرائیل بدین دلیل جالب است که با عملیاتی نظیر قتل هدفمند ژنرال محسن فخری زاده در نوامبر 2020 که عامل کلیدی در برنامه ی هسته ای ایران بود نشان داده است که "آماده بوده و در موقعیتی است که تمام امکانات خود را برای جلوگیری از مجهز گشتن ایرن به تسلیحات هسته ای به کار گیرد.[4]

آخرین پنجره زمانی

وزیر امور خارجه آلمان هیکو ماس از زمان پیروزی انتخاباتی جو بایدن بیشتر بر این تأکید دارد که قرارداد هسته ای با ایران مجددا به حالت عادی در آید. به گفته ماس در ماه دسامبر"فرصت هایی که اکنون ایجاد گشته اند" آخرین پنجره زمانی است و آن را "نبایست از دست داد".[5] بدیهی است که قتل فخری زاده امکان مزبور را تضعیف ساخته است؛ تهران در عکس العمل به اینکه شهروندانش در عمل بدون تلافی شکار گردند، آغاز نمود به غنی سازی اورانیوم در تأسیسات خود، تا به 20 درصد.[6] علاوه بر آن ایران نمی تواند بر این فرض بنا کند که توافق جدید در زمینه قرارداد هسته ای پس از انتخابات 2024 آمریکا همچنان دوام خواهد داست. به قضاوت BAKS در صورتیکه به مزاق برنده انتخابات مزبور آن قرارداد خوش نیاید، می تواند تعهد مربوطه را همانند ترامپ سرخود بشکند. به همین جهت "باز هم مشکل تر" خواهد گشت که تهران را برای پذیرش موارد دیگری قانع ساخت.

منافع آلمان

در این موقعیت BAKS نه فقط بر این تأکید می نماید که برلین بایست در مذاکرات احتمالی در زمینه قرارداد هسته ای بی تأمل "از دولت بایدن حمایت نماید".[8] بلکه از دولت آلمان همچین انتظار می رود که خود را "برای گزینش های احتمالی نیز که در آنها هیچ راه حلّی یا راه حلّ کوتاه مدتی حاصل نگردد آماده سازد ". دراین صورت می بایست "راهکارِ درازمدت برای ممانعتِ ایران اتخاذ گردد که فقط در صورتی قابل اجرا است که آمریکا با متحدین اروپائیش و کشورهای منطقه ای طرفدار غرب به همکاری نزدیک بپردازند". برای این همکاری اما "صادرات اسلحه به ممالکِ دارایِ اشکال مانند عربستان سعودی و امارات متحده عربی" ضروری است. توقف این صادرات تسلیحاتی را به تازگی کارشناسان بنیاد علم و سیاست لازم دانسته اند.[9] به جز این مورد، مطابق موضعگیری BAKS "منافع محوری آلمان" باید در این دیده شود که از مسلح گشتن کشورهای خاورمیانه به اسلحه هسته ای جلوگیری گردد. نتیجه ی ضروری این "تعریف منافع" می تواند"در نهایت این باشد که از ضربه احتمالی نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران حمایت گردد".[10] در این صورت ایران چهارمین کشوری خواهد بود که عرض کمتر از دو دهه، غرب، یا از طریق جنگ (عراق و لیبی) یا با تحریکات نظامی (سوریه) منهدم می سازد.

                                                                                                             

پاورقی ها

[1] Guido Steinberg: Kalter Krieg im Nahen Osten. Der iranisch-saudische Konflikt dominiert die Region. BAKS-Arbeitspapier 1/21. Berlin, Januar 2021.

[2] Majid Sattar: Diplomatische Geheimwaffe. Frankfurter Allgemeine Zeitung 13.01.2021.

[3] Gudrun Harrer: Saudis rechnen mit dem toten Arafat ab. derstandard.de 15.10.2020. 

[4] Guido Steinberg: Kalter Krieg im Nahen Osten. Der iranisch-saudische Konflikt dominiert die Region. BAKS-Arbeitspapier 1/21. Berlin, Januar 2021.

[5] Maas sieht "letztes Zeitfenster" für Atomabkommen mit Iran. dw.com 21.12.2020. S. auch Die nächste Runde im Atomstreit mit Iran.

[6] Iran reichert Uran höher an. Frankfurter Allgemeine Zeitung 05.01.2021.

[7], [8] Guido Steinberg: Kalter Krieg im Nahen Osten. Der iranisch-saudische Konflikt dominiert die Region. BAKS-Arbeitspapier 1/21. Berlin, Januar 2021.

[9] S. dazu Die Militarisierung der arabischen Außenpolitik.

[10] S. dazu Guido Steinberg: Kalter Krieg im Nahen Osten. Der iranisch-saudische Konflikt dominiert die Region. BAKS-Arbeitspapier 1/21. Berlin, Januar 2021.

 





Courtesy of تلاکسکالا
Source: https://www.german-foreign-policy.com/news/detail/8488/
Publication date of original article: 15/01/2021
URL of this page : http://www.tlaxcala-int.org/article.asp?reference=30544

 

Tags: آلمانآمریکاایرانتوافق هسته ایتهدید به جنگغنی سازی اورانیوم
 

 
Print this page
Print this page
Send this page
Send this page


 All Tlaxcala pages are protected under Copyleft.