TLAXCALA تلاكسكالا Τλαξκάλα Тлакскала la red internacional de traductores por la diversidad lingüística le réseau international des traducteurs pour la diversité linguistique the international network of translators for linguistic diversity الشبكة العالمية للمترجمين من اجل التنويع اللغوي das internationale Übersetzernetzwerk für sprachliche Vielfalt a rede internacional de tradutores pela diversidade linguística la rete internazionale di traduttori per la diversità linguistica la xarxa internacional dels traductors per a la diversitat lingüística översättarnas internationella nätverk för språklig mångfald شبکه بین المللی مترجمین خواهان حفظ تنوع گویش το διεθνής δίκτυο των μεταφραστών για τη γλωσσική ποικιλία международная сеть переводчиков языкового разнообразия Aẓeḍḍa n yemsuqqlen i lmend n uṭṭuqqet n yilsawen dilsel çeşitlilik için uluslararası çevirmen ağı

 28/01/2020 Tlaxcala, the international network of translators for linguistic diversity Tlaxcala's Manifesto  
English  
 UMMA 
UMMA / قیام محرومان
Date of publication at Tlaxcala: 26/11/2019
Original: Iran: rising of the dispossessed
Translations available: Français  Deutsch 

قیام محرومان

Hamid Alizadeh حمید علیزاده

Translated by  Hamid Beheschti حميد بهشتي

 

چند سال پیش گزارشی بود در باره گفتگویی میان یکی از فرماندهان سپاه پاسداران و گروهی از بسیجیان در باره جنبش سبز که در سال 1388 ایران را به لرزه در آورد. در این گفتگو فرمانده مزبور سخنی گفت بدین مضمون که این افراد (فعالان جنبش سبز) فقط جوان های رعنایی از طبقه بالا هستند که نباید از آنها ترسی داشت؛ اما اگر آدم های پابرهنه از محله های بی بضاعت به خیابان ها بیآیند، باید بترسیم. و اکنون آن روز فرا رسیده است.

در روز جمعه دولت ایران ناگهان تقلیل های فاحشی را در مورد یارانه سوخت اعلام نمود که برای ایرانیان بی بضاعت خط سرخ مهمی در زندگیشان می باشد. از آن وقت هزاران تن جوان به خیابان ها رفته و با نیروهای انتظامی ، ارتشی و نیروهای شبه نظامی درگیر گشته اند. اعتراضات بطور عمده در جنوب غربی کشور آغاز گشت و در شنبه و یکشنبه در اکثر شهرهای بزرگ گسترش یافت. گمانزنی در باره میزان اعتراضات کار مشکلی است. اما خبرگزاری فارس که منصوب به سپاه پاسداران است روز دوشنبه از 87000 شرکت کننده سخن بمیان آورد که می تواند تخمینی محافظه کارانه باشد.

خشم ستمدیدگان

امروز در گزارشی سخن از اوضاع در بسیاری از محلات کارگری و فقیرنشین تهران است،

 ..در اسلامشهر شورش است. در شهر قدس جنگ بر پاست، همه جا تیراندازی می شود. خانه شهردار سابق را به آتش کشیده اند. خانه های پاسداران را آتش زده اند. همه ی بانگ ها را به آتش کشیده اند. در فردیس در خیابان ها جنگ واقعی حاکم بود. به جز بانک سپه، 24 بانک دیگر را آتش زده اند. اندیشه نیز به همین گونه. در فردیس، شهریار، شهر قدس و اندیشه بسیاری کشته شدند. نیروهای پلیس خسته شده اند و دیگر توان این را که روی پاهای خویش بایستند ندارند.

رژیم می کوشد تظاهر کنندگان را باندهای  ضاربی جلوه گر سازد که غارت می کنند و سر و صدا به راه می اندازند. تیتر درشتی در جام جم چنین بود: " گم شدن صدای مردم در هیاهوی اشرار ".اما به مغازه های معمولی خسارتی وارد نگشت. بلکه ده ها و شاید صدها پمپ بنزین و بانک به آتش کشیده شدند به اضافه برخی از ساختمان های دولتی و ایستگاه پلیس و بسیاری از تصاویر خمینی. در یزد خانه امام جمعه که نماینده خامنه ای هم می باشد توسط عده ای ازمردم خشمگین مورد حمله قرار گرفت. هیچیک از این کارها عملیات خودسرانه نبوده اند زیرا در این اعتراضات یک عنصر طبقاتی دیده می شود.

عکس العمل رژیم وحشیانه بود. اینترنت به کلی بسته شد و برقراری ارتباطات بسیار مشکل شده است. دسترسی به منابع خبری به شدت محدود گشته اند. حتا یک مصاحبه ساده با مردم برای خبرنگاران خارجی تقریبا ناممکن گشته است. نزدیک به تمامی نیروهای مسلح رژیم را به لباس عادی به خیابان ها آورده اند و هر چه که انسان را به یاد اعتراضات می اندازد به شدت سرکوب نموده اند. بسیاری از مناطق شباهت به مناطق جنگی یافته اند. در گزارشی از شهر شیراز از بالگردهایی که بی هدف به تظاهرکنندگان تیراندازی می کنند ذکر شده است.

بسیاری از مدارس و دانشگاه ها در سراسر کشور بسته شده اند، با اینکه هنوز هم در بسیاری از دانشگاه ها هنوز هم صدای اعتراض بلند بود. یکی از دانشگاه ها بخاطر مه شدید بسته شد. در دانشگاه تهران نیروهای مسلح تمامی درهای ورودی و خروجی را مسدود نموده و فقط یکی از درب های خروجی را باز گذاشتند تا اینکه دانشجویان بتوانند آنجا را ترک گویند. رژیم به وحشت افتاده است و بیم این را دارد که جنبش به سایر اقشار گسترش یابد و می کوشد جنبش را به سوی اغتشاشات و درگیری های بی هدف براند و بدین ترتیب آن را از توده های مردم ایزوله نماید. این کار تا کنون جواب نداده است. در حالیکه تاکنون بسیاری از مردم دخالت نمی کنند، احساس همدردی با جوانان در خیابان ها بسیار گسترده است

. این اعتراضات ناگهانی فقط مربوط به افزایش بهای بنزین که رویهمرفته سه برابر شده است نیست. مناطقی که در آنجا مردم برای اولین بار قیام کرده اند، خوزستان، کرمانشاه، و فارس بودند، که همه استان های فقیر و به لحاظ توسعه عقب افتاده اند و دستخوش بیکاری شدید. بسیاری از این مناطق دارای اقلیت عرب یا کرد هستند که در سال های گذشته در قبال اعتراضات آنها با بی رحمی شدید عکس العمل شده است.

جوانانی که به خیابانها می روند زندگیشان را با رفتن از یک جا به جای دیگر و انجام مشاغل موقتی می گذرانند. البته در صورتی که شانس یافتن کاری را داشته باشند. در حالیکه اکثرشان جستجوی کار را رها کرده اند. آنهایی هم که جستجوی کار را رها نکرده اند با این پرسش مواجه می گردند که آیا تجربه کاری دارند یا خیر که طبیعتا اگر شخص تا کنون بیکار بوده باشد محال است تجربه کاری داشته باشد.

در میان این اقشار که غالبا متعلق به خانواده های بی بضاعت طبقه کارگر هستند، بزهکاری بیشتر است.

در سال های اخیر بسیاری از این خانواده ها اندوخته های خویش را باخته اند به دنبال آنکه بسیاری از بانک ها ورشکسته شدند. این بانک ها در واقع چیز دیگری نبودند به جز نظامات هرمی درجه بالا و صاحبان آنها که از ارتباطات شبکه ای قوی برخوردارند، هرگز به دادگاه احظار نگشته اند، اگر چه آنها شناخته شده هستند. این است که به بانک ها حمله شده است.

تأثیرات تحریم های آمریکا به اندازه ای مخرب بودند که موجب به هم پاشیدگی زندگی این خانواده ها گشتند. شرکت ها ورشکست گشته و بازار کار کساد است. کسانی که کار دارند مزدشان نامرتب داده می شود، اگر که اصلا مزدی به آنها داده شود. و کسانی که کسبی دارند زیر فشار دائمی بخاطر تورم روزافزون که عرض دو سال گذشته بیش از 30 درصد بوده می باشند.

کارگران صنعتی در ایران در فقر شدید به سر می برند، آنها نمی توانند در حومه های صنعتی شهرستانها مسکن گزینند و مجبور به اقامت درشهرک های اطراف شهرها  و طی مسافت های طولانی به کار می باشند.. در این میان کارفرمایان و قدرتمندان با استفاده از ارتباطاتی که دارند به خوبی می توانند در رفاه به سر برده و اقتصاد را تخلیه نمایند.

شرکت تولید شکر هفت تپه در خوزستان که زمانی از بزرگترین تولید کنندگان شکر بحساب می آمد نمونه خوبی برای این روند است. شرکت مزبور به اندک خصوصی گشت و به چند مرد 27-28 ساله محول گشت که آن شیره آن را مکیده و کارگران کارخانه را به ذلت افکندند. .

کارگران نیز در سال های اخیر بارها اعتصابات نمودند تا بتوانند کارخانه را تحت کنترل کارگران در آورده و مجددا ملی نمایند. اینکار موجب انعکاسی قوی در منطقه و فراتر از آن گشت. رژیم به سختی با مقابله پرداخت زیرا بیم این می رفت که اینگونه مطالبات در سراسر کشور رشد نمایند. جوانان خیابانها خشم این طبقات را منعکس می سازند. خشونت آنان عکس العملی است در قبال خشونت دائم فقر و فساد در جمهوری اسلامی که در تمام روزهای عمر خویش تجربه کرده اند

عکس العمل امپریالیستی و وحشیگری رژیم

در هفته های اخیر فراکسیون سرکوبگر رژیم که به خامنه ای و سپاه پاسداران نزدیک است آغاز نموده به اینکه برای برخی از مسائل در پیشواز انتخابات آینده برنامه ریزی نمایند. آنها به رشد اتمسفر خشم پی برده می کوشیدند آن را از راه های انتخاباتی کنترل و ضرباتی بر جناج باصطلاح میانه رو حول محور روحانی وارد آورند. به مجرد اینکه جنبش آغاز گشت سختگیران با میانه روها همراه گشتند تا جوانان بی امید خیابان ها را نابود سازند. به نظر می رسد طبقه حاکم کاملا در این مورد همفکر است که باید جنبش را در خون غرق نمود.

دستکم 200 تن کشته و 3000 تن مجروح اعلام گشته است. با اینحال جوانان را متهم می کنند به اعمال خشونت و ضربت. بدیهی است که رژیم نمی تواند منکر این باشد که چه چیز محرک جنبش است  هر چه باشد اقشاری که به خیابان ها آمده اند به بخش هایی از اجتماع تعلق دارند که به لحاط تاریخی حامی رژیم بوده اند. و در صورتی که تمامی جامعه از تظاهر کنندگان حمایت نماید نمی توانند مطالبات آنان را رد کنند. اما قدرتمندان تهدید آمیز مدعی این هستند که اگر مردم تظاهرات کنند کشور در آشوب و برادرکشی غرق خواهد شد همانگونه که در سوریه شده است.

آنها مدعی این هستند که امپریالیسم آمریکا و عربستان سعودی می کوشند از این جنبش بهره بردای نموده و بر ایران تسلط یابند و لذا اعتراض خیابانها تبدیل به کاری می شود که مطابق خواست آنان است. آنها بدین گونه سرانجام موفق گشتند پیشقراول این جنبش را که در سال 2018 سراسر کشور را به لرزه افکند به انحراف کشاند. آنها از تهدید از جانب آمریکا سوء استفاده نموده، گویند "ملت ایران" (بخوان جنبش) از جوهر زندگی خالی است. اما این حیله ی بی اثری است. چرا ثروتمندان و آنانی که از روابط قوی برخوردارند می توانند هر چه می خواهند انجام دهند؟ چرا سفره ی آنان پر بوده، در حالیکه مابقی مردم در گرسنگی به سر می برند؟ چرا باید فقط بینوایان از خود گذشتگی نشان دهند؟

این خط را بسیاری از افرادی که چپ بوده و در قبال این جنبش و بسیاری از جنبش های گذشته با این بهانه مخالفت می کردند که این کار برای امپریالیسم آمریکا راهی را می گشاید تا به ایران حمله نماید ، تکرار می کنند. منطق آنها این است که هیچ حزب کمونیست، سوسیالیست، دموکرات، مترقی و غیره ای انقلابی وجود نداشته و هر جنبشی فقط در خدمت این است که به شریر بزرگ که امپریالیسم آمریکا باشد یاری رساند. اما نتیجه ی این سیاست آن است که زمینه را برای گروه های سلطنت طلب، مجاهدین خلق و سایر جنبش های ضد انقلابی که از جانب آمریکا و عربستان سعودی حمایت می شوند و از سخن انقلابی استقاده می نمایند آماده نماید. آنچه لازم است این است که گریه نکنیم و از فقدان حزب انقلابی عجز و لابه ننمائیم، بلکه انقلاب را بوجود آوریم.! با توجه به وظائف پیش رو و ضعف ها نباید عقب نشینی کرده یا به توقعات ارتجاعی زمینه دهیم. وظیفه ما این است که به ضعف های جنبش توجه نموده، با آنها بر خورد ریشه ای کنیم. آنهم از این طریق که به آگاهی و سطح سازماندهی جنی بیافزائیم. وظیفه ما این نیست که از مطالبات خویش بکاهیم، بلکه این است که مطالبات ریشه ای را مطرح سازیم، آن هم به گونه ای که موضوع را بر پایه روشن طبقاتی قرار دهیم، هم در قبال طبقه حاکم داخلی و هم در قبال مخالفان بین المللی آن.

برخی ها تصوراتی دارند که غرب و دموکراسی غربی مشکلات ایران را برطرف خواهند ساخت. اما این اعتراضات در مطبوعات غرب به ندرت منعکس گشته اند. وزیر خارجه آمریکا، مایک پمپئو و سایر دول غربی اقدامات سرکوبگرانه حکومت را محکوم نمودند. جالب این است که هیچکدام آنها اقدامات مالی و اقتصادی کاهشی دولت را محکوم نکردند. زیرا این اقدامات از جانب صندوق بین المللی پول که سازمانی مستقر در غرب است بخاطر تنظیم روابط تجارتی ایران با انتظارات بازار جهانی توصیه گشته اند. و از دید سرمایه داری این ها اقدامات درستی است. اقتصاد ایران می باید از دخالت حکومت در اقتصاد جدا گردد تا بتواند مطابق انتظارات سرمایه گذاری خارجی درآید. یکی از دلائل آن این است که طبقه کارگر تضعیف و اتمیزه (تبدیل به افراد منفرد) گشته و کشور برای استثمار توسط سرمایه داران مهیا گردد و بتواند در رقابت جهانی عمل نماید. سرمایه داری همین گونه کار می کند.

در حال حاضر با اطمینان می توان شرط بندی کرد که غرب برای آینده ایران از جنبش سلطنت طلبی که بر رضا پهلوی متکی است حمایت می کند: آخرین بازمانده شاهی که در سال 1979 توسط انقلاب برکنار گشت. آنها با افراط در باره بدبختی توده ها و از اینکه پرده ای جدید از نمایش انقلاب ضروری است سخن می گویند، اما نه بخاطر ایجاد ایرانی آزاد و دموکرات، بلکه بجای آن برای ایجاد نظام سلطنتی جدیدی مطابق مدل سلطنت سابق که دستانش به قطره خونی نیز آلوده نبود (!) علاوه بر آن یک چنین رژیمی ایران را دوباره به حکومت دست نشانده آمریکا تبدیل خواهد ساخت که دستکم در این مورد حق با ملایان است. ظاهرا در حال حاضر کسی به دام این حیله نمی افتد، اما با توجه به فشار شدید و فقدان کامل جانشینی برای نظام در کشور یک چنین دستجات ارتجاعی می توانند بازتابی را در اقشار نزدیک خود آورند.

ضرورت رهبری انقلابی

ضعف اصلی جنبش در مقطع فعلی روشن است. جنبش کاملا بدون سازماندهی بوده و رهبری ندارد. علی رغم کوشش های رژیم برای راندن جنبش بسوی شورش بی هدف، هنوز این قصد رژیم عملی نگشته است. با اینحال لازم است که خشم کور خیابانها تبیین سازماندهی شده یابد تا از خطرات بسیاری که پیش پای ماست جلوگیری شود. بدین منظور فقط کافی است این فرصت زمانی طی شده، جنبش خیابان ها با پلیس بجنگد که نتیجه آن فقط تا این میزان می تواند باشد.

بیش از همه این مهم است که سازماندهی صورت گیرد. از این راه که کمیته های دموکراتی در محله های شهری ایجاد گردند که سپس در سطح استان و سرانجام در کل کشور  بتوانند به هم پیوندند. کار این کمیته ها از جمله این می تواند باشد که دفاع از خود را سازماندهی نمایند، هم در قبال فشار مستقیم و هم در قبال عوامل محرک که بی شک در بسیاری از مکان ها عمل می نمایند. کمیته های مزبور می باید بخاطر تقویت و گسترش جنبش در همه مدارس، روستاها، محله ها و کارخانجات فعال گردند.

دوم اینکه جنبش برای رسیدن به سطوح گسترده تر باید برنامه ای را تنظیم نماید. این برنامه باید اولا برنامه ای باشد که دارای خواسته های سرنگونی رژیم، انحلال نیروهای شبه نظامی، انفکاک بنیادهای مذهبی از حکومت و ایجاد شورایی برای طرح قانون اساسی باشد. بر این موارد مطالبات اجتماعی و اقتصادی را باید افزود، از قبیل لغو تمامی اقدامات مربوط به گرانی در گذشته، برقراری میزان دستمزد حد اقلی که متوجه به میزان تورم بود، مایحتاح زندگی شاغلین را تأمین نماید، شفاف سازی توسط گزارشان درونی تمامی بانک ها و شرکت های بزرگ و ایجاد مبانی لازم برای دستگیری و سلب مالکیت از همه کسانی که فسادشان ثابت شده باشد. سایر مطالبات عبارتند از تجدید ملی شدن تمامی شرکت های خصوصی شده و قرار دادن آنها تحت کنترل کارگران و ایجاد چنان کنترلی در کلیه تأسیسات اقتصادی دولتی و نیز فراهم نمودن مقدمات لازم برای تحصیلات عمومی دارای کیفیت بالا و تأمین بهداشت عمومی.

جنبش باید همه توده های شاغل را که تحت حاکمیت رژیم  رنج می برند به همبستگی فراخواند:

چه آنها کشاورز باشند، چه دانشجو یا شهروند طبقه متوسط. اما برای دستیابی به پیروزی به ویژه این تعیین کننده است که جنبش، طبقه کارگر را بعنوان نیروی سازمان یافته شامل گردد. ما در سال های گذشته ناظر بوده ایم که کارگران آماده مبارزه هستند. باید فراخوانی در سراسر کشور به اعتصاب عمومی برای سرنگونی رژیم دیکتاتور منتشر گردد. سال 2011 این اعتصابات عمومی بودند که موجب سرنگونی رژم بن علی در تونس و رژیم مبارک در مصر گشتند. آن سال بازهم اعتصابات عمومی بود که موجب تحت فشار نهادن رژیم بوتلفیق در الجزایر و نیز مصر گشت و رژیم بشر را در سودان سرنگون ساخت. برخلاف تمامی کذبیات انتشار یافته در سال های 1978-1979 نیز اعتصابات عمومی بود که شاه را سرنگون ساخت، نه قدرت الهی که به آیت الله خمینی اعطا گشته باشد. به محض اینکه کارگران سازمان یافته باشند، این رژیم نیز مانند بنائی کاغذی فرو خواهد ریخت.

و سرانجام جنبش می باید دعوتی عموم برای همبستگی از کارگران و بینوایان در کل منطقه انتشار نماید، از عراق و لبنان (که مردم در حال حاضر در خیابان های حضور دارند) گرفته تا شبه جزیره عربستان، ترکیه ، اردن و مصر که جنبش هایی در خفا وجود داشته و در حال به راه افتادن هستند. در حالیکه حاکمان این کشورها به درگیری های سخت با مردم خود هستند، همگی علیه مردم با یکدیگر متحد میباشند. انقلاب ایران نیز به همین گونه فقط به همراهی توده های شاغل در منطقه قادر خواهد بود متحدین حقیقی خویش را بیابد. انقلابی جدید در ایران بی شک مانند آتشی گسترده به تمامی منطقه سرایت و فراتر از آن رشد خواهد نمود.

قیام جوانان ایران در خیابانها، بن بست مطلقی برای سرمایه داران ایران می باشد. نه حاکمیت امپریالیستی و نه حاکمیت روحانیت قادراند فقط یکی از مسائل ایران را حل کنند. برعکس، طبقه حاکم بر کشوری دارای منابع پر ارزش طبیعی و فرهنگی فقط موجب بدبختی و از هم پاشیدگی آن گشته است. کل ساختمان اسلامِ آنها مجهز به بنیادها و متکی بر غارت روزانه بینواترین مردم محروم کشور است. در گذشته آنها می توانستد انسانها را از این طریق که آنان را به یاد باورهای دینی شان بیآورند آرام نمایند. آنان متدین مانده، اما تحت تأثیر وقایعی که توسط اسلامگرایان ایجاد و موجب برکناری غبار گمراهی و محدودیت طبقاتی گشته است خود را برای درگیری نهائی طبقاتی آماده می سازند.

مهدی احمدیان





Courtesy of تلاکسکالا
Source: https://www.marxist.com/iran-rising-of-the-dispossessed-youth.htm
Publication date of original article: 19/11/2019
URL of this page : http://www.tlaxcala-int.org/article.asp?reference=27542

 

Tags: ایرانامپریالیسم آمریکاسرکوب پلیسی و شبه نظامیانقلاب منطقیقیام های مردمیبهای بنزینفساد رژیممبارزه طبقاتی
 

 
Print this page
Print this page
Send this page
Send this page


 All Tlaxcala pages are protected under Copyleft.