TLAXCALA تلاكسكالا Τλαξκάλα Тлакскала la red internacional de traductores por la diversidad lingüística le réseau international des traducteurs pour la diversité linguistique the international network of translators for linguistic diversity الشبكة العالمية للمترجمين من اجل التنويع اللغوي das internationale Übersetzernetzwerk für sprachliche Vielfalt a rede internacional de tradutores pela diversidade linguística la rete internazionale di traduttori per la diversità linguistica la xarxa internacional dels traductors per a la diversitat lingüística översättarnas internationella nätverk för språklig mångfald شبکه بین المللی مترجمین خواهان حفظ تنوع گویش το διεθνής δίκτυο των μεταφραστών για τη γλωσσική ποικιλία международная сеть переводчиков языкового разнообразия Aẓeḍḍa n yemsuqqlen i lmend n uṭṭuqqet n yilsawen dilsel çeşitlilik için uluslararası çevirmen ağı

 18/07/2019 Tlaxcala, the international network of translators for linguistic diversity Tlaxcala's Manifesto  
English  
 UNIVERSAL ISSUES 
UNIVERSAL ISSUES / نیاز ترامپ به نتانیاهو و نتانیاهو به ترامپ در انتخابات دو کشور
Date of publication at Tlaxcala: 22/04/2019
Original: Trump radically interfered with Israel’s Election to help re-elect Netanyahu

نیاز ترامپ به نتانیاهو و نتانیاهو به ترامپ در انتخابات دو کشور

Noam Chomsky Νόαμ Τσόμσκι نوآم چامسکی

Translated by  N. Nourizadeh ن. نوری زاده

 

بخش چهارم گفتگوی امی گودمن با نوام چامسکی در دموکراسی نو

امی گودمن: آقای چامسکی، با در نظر گرفتن اینکه درست قبل از روزهای انتخابات در اسرائیل نتانیاهو اعلام کرد که میخواهد شهرک های غیر قانونی کرانه باختری را ضمیمه خاک اسرائیل کند و نیز همانطور که مطلع هستید ماه گذشته ترامپ حاکمیت اسرائیل را بر بلندیهای جولان به رسمیت شناخت، حال میخواستم نظر شما را در این مورد و نیز در مورد انتخابات اخیر اسرائیل که نتانیاهو برای مرتبۀ پنجم انتخاب شد جویا شوم؟

نوآم چامسکی: ابتدا باید بگویم که اگر بنی گانتس (Benny Gantz) رقیب انتخاباتی نتانیاهو هم انتخاب میشد چندان تفاوتی در وضع امور نمی کرد، درست است که این دو کمی تفاوت دیدگاه دارند اما در خط مشی اشغال سرزمین های فلسطینی با هم متفق القول میباشند.

 اما در مورد انتخاب مجدد نتانیاهو باید گفت که این انتخابات مثال بارز دخالت ایالات متحده آمریکا در امور انتخاباتی کشور دیگری است. ترامپ شدیدا نیاز داشت که نتانیاهو در اسرائیل انتخاب شود ( زیرا نتانیاهو و لابی قدرتمند اسرائیل در آمریکا، آیپک، میتواند در انتخابات 2020 کمک قابل توجهی به ترامپ کنند) به همین علت بود که ترامپ قبل از برگزاری انتخابات در اسرائیل، هدیه پشت هدیه برای نتانیاهو ارسال میکرد تا کاملا مطمئن شود که او در انتخابات پیروز میشود. برای ترامپ کافی بود که نتانیاهو در حد پنجاه پنجاه بالا آورده شود.

یکی از آن هدایا که در واقع نقض قوانین بین المللی است و حتی مخالف قطعنانه شورای امنیت که خود آمریکا عضو آن با حق وتو میباشد، انتقال سفارت آمریکا به اورشلیم بود. تحولی چشمگیر و نمایشی. دومین هدیه ترامپ که به همان اندازه هیجان انگیز و ماجراجویانه می باشد به رسمیت شناختن انضمام بلندی های جولان به خاک اسرائیل است. طبق قوانین بین المللی و موسسات وابسته به آن، شورای امنیت و دیوان بین المللی دادگستری بلندی های جولان علیرغم اینکه بخشی از آن به اشغال اسرائیل درآمده است، جزئی از خاک لاینفک سوریه محسوب میشود. این هدیه به نتانیاهو مجال خودنمائی را به او داد تا به مردم اسرائیل نشان دهد که او هر آنچه را که میخواهد میتواند از ایالات متحده آمریکا دریافت کند. آخرین هدیه ای که نتانیاهو از ترامپ قبل از انتخابات دریافت کرد آن بود که به صراحت به اسرائیلیان قول داد که اگر او را انتخاب کنند بخشی از کرانه باختری را ضمیمه اسرائیل خواهد کرد. بدون تردید او قبل از اعلام آن پیشاپیش مجوز ضمنی ضمیمه کردن بخشی از کرانه باختری را از آمریکا گرفته بود. این اقدامات مهم و موثری بود تا آمریکا به نفع یکی از نامزدهای انتخاباتی یک کشور وارد عمل شود و با سنگین کردن وزنه ترازوی راست افراطی فرد مورد نظرش انتخاب شود. دخالت یک دولت در روند انتخابات عمومی یک کشور افتضاح آمیز است. (البته همه میدانیم که مهره چینی و دخالت آمریکا در انتخابات عمومی کشورهای دیگر یکی از اصول سیاست خارجی آمریکا محسوب میشود) ضمیمه بلندی های جولان به خاک اسرائیل از سوی نهادهای بین المللی لفظا محکوم شده است اما آیا دولت ها (دمکراتیک) بطور عملی در این مورد اقدامی بعمل آورند؟ خیر هیچ اقدامی! چرا؟ به یک دلیل ساده، آمریکا اجازه اعتراض حتی در لفظ هم به دولت ها (به اصطلاح دمکراتیک) نمیدهد چه باشد که آنها بخواهند در این مورد اقدامی صورت دهند. به عبارت دیگر آمریکا مجوّز صادر میکند تا سرزمین دیگران اشغال گردد. به همین سادگی.    

 

قول "مردانۀ" نتانیاهو مبنی بر الحاق سرزمین های فلسطینی از جمله کرانه باختری به اسرائیل از بدو تشکیل این کشور در سال 1948 از سوی گروه های اصلی که بعد ها حزب کارگر (تاسیس 1968) و لیکود (تاسیس 1973) نامیده شدند، طرح ریزی شده بود. این احزاب و دیگر احزابی که بعد ها تشکیل گردید در یک هدف استراتژیک یعنی ایجاد اسرائیل بزرگ متفق القول می باشند. گام اول این طرح آنست که جمعیت فلسطینی ها میبایست در چند نقطه جدا از یکدیگر متمرکز شوند تا در انزوای شدید قرار گیرند. نابلس و طولکرام مثال بارز در این مورد است. در نواحی دیگر که 150 یا کمتر خانوار (household) فلسطینی وجود دارد و اغلب آنها از دیگر مناطق جدا افتاده اند بوسیله ایستگاه های بازرسی احاطه و شدیدا کنترل میشوند و دولت اسرائیل زندگی سخت و مصیبت باری را به آنها تحمل کرده است. در همین حال شهرک های یهودی نشین توسعه پیدا کرده اند و شهرهای متعددی ساخته شده است. برای مثال، شهر مهم معالی ادومیم (Ma’ale Adumim) و شهرک سازی های بخش شرق اورشلیم در دوره دولت کلینتون ساخته شده است و احداث بزرگ راه ها و جاده ای که به سمت شمال کشیده شده است و کرانه باختری را به دو قسمت تقسیم کرده، از این نوع اقدامات میباشد. همچنین میدانیم که اورشلیم پنج برابر از آنچه که از لحاظ تاریخ وجود داشته، بزرگتر شده است. با ساخت چنین پروژه هائی شما با خیال آسوده میتوانید از تل آویو به اورشلیم و از آنجا به کرانه باختری سفر کنید. شما میتوانید بدون اینکه در سر راه خود حتی یک عرب هم مشاهده کنید، از بزرگ راهی که از  معالی ادومیم به تل آویو ساخته شده است و فقط اسرائیلی ها و گردشگران حق تردّد در آنرا دارند، در کمال آرامش عبور کنید. این رفت و آمدها از شهری به شهر دیگر در اسرائیل بمراتب آسانتر از آن است که شما بخواهید از جنوب بوستن (South Shore ) به شرق آن سفر کنید.  این شهرها، شهرک ها، بزرگ راه ها طی سالیان متمادی  به کمک و حمایت ایالات متحده آمریکا ساخته و توسعه یافته است. دولت های آمریکا علیرغم اظهارات گمراه کننده شان مبنی بر توقف شهرک سازی ها، از ساخت و ساز آنها حمایت مالی، لجستیکی و دیپلماتیک میکنند. تفاوت اظهارات نتانیاهو با لفاظی های روسای جمهوری آمریکا از جمله ترامپ اینست که او صراحتا اظهار میدارد که: "من به جای توسعه شهرک سازی ها سرزمین فلسطین را ضمیمه خاک اسرائیل میکنم".

همانطور که قبلا متذکر شدم پیروزی نتانیاهو اتحادی که بطور پنهانی و غیر رسمی با سران مرتجع کشورهای عربی مانند عربستان سعودی یکی از مرتجع ترین کشورهای جهان، مصر تحت دیکتاتوری السیسی (El-Sisi) بدترین نظام دیکتاتوری در تاریخ مصر، امارات متحده عربی همتای سعودی بسته بود  را نه تنها آشکارا رسمیت خواهد بخشید بلکه محکمتر نیز خواهد کرد. به سخنی دیگر در آینده ما شاهد استحکام اتحاد ارتجاع عرب با اسرائیل هستیم.  این در واقع طرح بخشی از سیاست جناح راست افراطی بین المللی، ارتجاع بین المللی و فراناسیونالیسم میباشد که به رهبری ایالات متحده آمریکا شکل گرفته است، نوعی نظام نوین جهانی که در حال توسعه و پیشرفت است. باید توجه داشت که برزیل در آمریکای لاتین تحت رهبری بولسو نارو  (Bolsonaro) رئیس جمهور این کشور نیز در این جرگه قرار دارد.

امی گودمن: در حال حاظر در ایالات متحده میان دمکرات ها و جمهوری خواهان این هشیاری بوجود آمده است که به قطعنامه توقف پشتیبانی نظامی آمریکا از ائتلاف تحت رهبری عربستان در جنگ یمن رأی مثبت بدهند.  آیا بنظر شما در این مورد جای امیدواری نیست؟

نوآم چامسکی: این یک پیشرفت بسیار جالبی است که در واقع به همت برنی ساندرز (Bernie Sanders) انجام گرفته است. اما باید دید که رای گیری آنها به کجا ختم خواهد شد.

 جنگ عربستان و امارات متحدۀ عربی با حمایت بی دریغ آمریکا در یمن یک جنگ ددمنشانه و جنایتی آشکار علیه بشریت است. احتمالا کمتر کسی می داند که 60 تا 70 هزار نفر که بیشتر آنان را کودکان و زنان تشکیل داده بودند در این جنگ خانمانسوز کشته شده اند و بیش از نیمی از جمعیت این کشور در فقر، بیماری و گرسنگی زندگی میکنند. سازمان ملل متحد جنگ یمن را یکی از بدترین فجایع انسانی در جهان توصیف کرده است. جنگی که با ارسال سلاح های ساخت آمریکا و بریتانیا و نیز کمک های اطلاعاتی این دو کشور سال ها در جریان است، یکی از شنیع ترین جنگ ها در قرن جدید میباشد. تمام این اتفاقات ضد بشری بدون هیچ اعتراضی در جهان رخ داده است و ادامه دارد.

بعد از قتل وحشیانه و فجیع قاشقچی (Khashoggi) روزنامه نگار واشنگتن پست، خشم عمومی برانگیخته شد و ناگهان نگاه ها را بسوی جنگ یمن جلب نمود. برنی ساندرز و چند نفر دیگر مصوبه ای تهیه کردند تا مانع از حمایت مستقیم و غیر مستقیم آمریکا در این جنگ شوند. این کار مهم و قابل توجه و تقدیر است. ما باید این اقدام را در چارچوب آنچه که رخ داده است ارزیابی کنیم. من فکر میکنم مثلث ترامپ، پومپئو و بولتون راهی برای ادامه جنگ و ممانعت ( و یا وتوی) این مصوبه پیدا خواهند کرد، مگر آنکه تودۀ مردم به طور جدی دست به اعتراض زنند. ( در 17 آوریل ترامپ قطعنامه نمایندگان کنگره را در مورد توقف پشتیبانی نظامی آمریکا از ائتلاف تحت رهبری عربستان در جنگ یمن وتو کرد و در این باره نوشت: " این تصمیم کنگره، تصمیمی خطرناک و بیهوده بود با هدف محدود کردن همان حقوقی که قانون اساسی به رئیس جمهوری آمریکا داده است. در صورت تصویب این قطعنامه، جان آمریکایی‌ها و سربازان شجاع این کشور هم در حال حاضر و هم در آینده به مخاطره می‌افتاد.")

در حال حاضر موضوع دیگری که باید به آن توجه کرد توسعه طلبی اسرائیل و سرکوب فلسطینیان و اِعمال سیاست تحکیم جناح راست افراطی با کشور های مرتجع منطقه (خلیج فارس) است. اما نکته ای که در این مورد قابل توجه میباشد اینست که سیاست حمایت بی حساب و کتاب از اسرائیل در بیشتر بخش های جناح لیبرال در آمریکا و نیز کمابیش اعضای حزب دمکرات کمرنگ شده است. برای مثال در سالهای نه چندان دور حمایت بی چون و چرا از اسرائیل یکی از اصول بنیادین جناح لیبرال و حزب دمکرات بوده است. اما این سیاست امروزه در حال رنگ باختن میباشد. اگر شما به آرای کسانیکه هوادار حزب دمکرات هستند، توجه کنید درخواهید یافت که گرایش به حمایت از حقوق فلسطینیان بویژه میان جوانان رو به افزایش است. این یک تغییر شگرف و مهمی است که در آمریکا در حال اتفاق افتادن است. امروزه حمایت از اسرائیل در آمریکا بیشتر در بخش های ارتجاعی و جناح راست افراطی جامعه مانند مسیحیان انجیلی و فرا ناسیونالیست ها دیده میشود. من در اینجا باید از تجربۀ شخصی خودم مثال بزنم. ده الی یازده سال پیش اگر من میخواستم در دانشگاه راجع به موضوع اسرائیل و فلسطین صحبت کنم حتی در دانشگاهی که من سالها در آن تدریس میکنم یعنی دانشگاه "مؤسسهٔ فناوری ماساچوست" (MIT) ، مورد مخالفت های شدید روبرو میشدم و همواره جلسات این گونه سخنرانی ها از سوی عده ای بهم ریخته میشد تا جائیکه پلیس هم دانسته و یا نادانسته قادر به کنترل اوضاع نبود. اما امروز این اتفاقات رخ نمیدهد و حتی بسیاری از برگزاری سخنرانی های من استقبال میکنند (نمونه اش جلسۀ امروز است) من فکر میکنم که دیر یا زود این تغییر در سیاست خارجی آمریکا هم رخ خواهد داد. آمریکا میتواند با اِعمال چند حرکت بسیار ساده وضعیت منطقه خاور میانه را تغییر دهد. یک پیشنهاد ساده آنست که دولت به  قانون عمل کند. برای مثال در آمریکا قوانین حقوق بشر بنام قوانین پاتریک لیهی ( Patrick Leahy Laws ) وجود دارد که وزارت دفاع و خارجه را ملزم میکند تا از کمک و یاری به نیروهای امنیتی خارجی که حقوق بشر را بطور سیستماتیک پایمال میکنند، خودداری نمایند. بدون تردید ارتش اسرائیل و نیروهای امنیتی این کشور همواره و بطور آشکار حقوق فلسینیان که در اسناد و کنوانسیون های بین المللی به آن توجه شده است را بطور گسترده نقض میکنند تا جائیکه اقدامات ضد بشری آنها علیه فلسطینیان از سوی همان نهاد های بین المللی بعنوان جنایت علیه بشریت تلقی شده است. حال اگر دولت های دمکرات و یا جمهوری خواه از قانون تبعیت میکردند ما از همان ابتدا میبایست هر نوع کمک های اقتصادی، نظامی، و لجستیکی را به اسرائیل قطع میکردیم. بدیهی است که این اقدام در آینده با تغییر افکار عمومی بویژه نیروی جوانان عملی میگردد.





Courtesy of تلاکسکالا
Source: https://www.democracynow.org/2019/4/12/chomsky_trump_radically_interfered_with_israels
Publication date of original article: 12/04/2019
URL of this page : http://www.tlaxcala-int.org/article.asp?reference=25889

 

Tags: ترامپنتاینیاهوفلسطین/اسرائیلانتخابات
 

 
Print this page
Print this page
Send this page
Send this page


 All Tlaxcala pages are protected under Copyleft.