TLAXCALA تلاكسكالا Τλαξκάλα Тлакскала la red internacional de traductores por la diversidad lingüística le réseau international des traducteurs pour la diversité linguistique the international network of translators for linguistic diversity الشبكة العالمية للمترجمين من اجل التنويع اللغوي das internationale Übersetzernetzwerk für sprachliche Vielfalt a rede internacional de tradutores pela diversidade linguística la rete internazionale di traduttori per la diversità linguistica la xarxa internacional dels traductors per a la diversitat lingüística översättarnas internationella nätverk för språklig mångfald شبکه بین المللی مترجمین خواهان حفظ تنوع گویش το διεθνής δίκτυο των μεταφραστών για τη γλωσσική ποικιλία международная сеть переводчиков языкового разнообразия Aẓeḍḍa n yemsuqqlen i lmend n uṭṭuqqet n yilsawen dilsel çeşitlilik için uluslararası çevirmen ağı la internacia reto de tradukistoj por la lingva diverso

 23/07/2018 Tlaxcala, the international network of translators for linguistic diversity Tlaxcala's Manifesto  
English  
 UMMA 
UMMA / سوء استفاده از قربانیان، اسلحه ای در مبارزه برای حاکمیت بر عرصه عمومی
Date of publication at Tlaxcala: 06/03/2018
Original: Die Instrumentalisierung von Opfern – eine Waffe im Kampf um die öffentliche Meinung

سوء استفاده از قربانیان، اسلحه ای در مبارزه برای حاکمیت بر عرصه عمومی

Simon Jacob سیمون یاکوب

Translated by  Hamid Beheschti حميد بهشتي

 

در صورتی که تو اکنون دشمن من باشی یاد کردن از کشته شدگان جبهه تو ارزش چندانی ندارد.اگر تو دوست ما باشی، ما به کشته شدگان جبهه تو ارج نهاده، آنها را قربانی می خوانیم و با سر و صدای زیاد و تبلیغات از آن یاد می کنیم تا مردم عادی را قانع کنیم تا از سیاست نظامی ما حمایت نمایند.

کدامین قربانی با ارزش تر است؟ دست چپ کودکی، قربانی حمله شیمیایی در 7 آوریل 2017 که به دولت سوریه نسبت داده می شود و دست راست کودکی که قربانی آتش سوزی در 15 آوریل 2017 گشت.

به اینکه در جنگ ها، هر دو سوی جبهه قربانیانی می دهند شکی نیست. جنگ تمیز یا کشتن عمدی تروریست ها، افراطیون یا دشمنان، رویایی بیش نیست. زیرا این را که چه کسی دشمن یا قربانی – کشته شده توسط پهپاد از هوا – می تواند باشد یا می شود را کسی که تیرش را رها می کند تصمیم نمی گیرد. بلکه این ساختِ قدرت است که در باره آن تصمیم گیری می کند که چه کسی امروز می تواند به صفت قربانی موصوف گردد و فردا در نقش دشمن هدف تیر خلاص واقع گردد.

اکنون صد سال از زمانی می گذرذ که ماکس فُن اُپِنهایم در اکتبر سال 1914 اندیشنامه خویش را تحت عنوان "در باره انقلابی کردن مناطق اسلامیِ دشمنان ما" منتشر نمود.

ماکس فن اپنهایم که دیپلمات قیصر آلمان، گزارشگر و پژوهشگر آثار باستانی بود در اندیشنامه خویش بیانگر این نگرش بود که اسلام "یکی از مهم ترین اسلحه های ما در درگیری پیش رو" در مقابل طرف های مقابل آلمان می تواند باشد. از جمله نتایج این نگرش این بود که رایش آلمان مسیحی قیصری حاکمیت امپراطوری عثمانی مریض بر بسفر را که در خطر از هم پاشیدگی بود به اعلام جهاد مقدس قانع نمود. این از جمله بدان انجامید که اهالی مسیحی امپراطوری عثمانی در مارش های انتقالی، به نواحی صحرایی سوریه روانه گشتند. در راه بدانجا انسان های بسیاری سلاخی و یا در ساختن راه آهن بغداد به کار گرفته و ماننه پشه جان دادند. راه آهن بغداد برای رایش قیصری آلمان دارای اهمیت استراتژیک بود و به همین جهت نیز حاضر به پدیرش مرگ بیش از 1,5 میلیون ارمنی، بیش از 500 هزار ارمنی سوریه (آسوریان/آرامه ها/ خلده ها Aramäer/Chaldäer) و چند صد هزار یونانی که همگی مسیحی بودند گشت.

عکس العمل انگلیسی ها در قبال تحریکات آلمانها جهاد متقابل بود. اگر بتوان به منابع تاریخی اعتماد نمود، کسی غیر از لورنس عربی، افسری انگلیسی که به شبه جزیره عربستان فرستاده شده بود تا اعراب بدوی و از جمله وهابی ها را به جهاد علیه عثمانی ها و رایش قیصری برانگیزد نبود که کارش را با موفقیت نیز به انجام رساند. اما بهای آن را می باید نسل های آتی می پرداختند. زیرا پس از تقسیم امپراطوری عثمانی میان انگلستان و فرانسه وهابی ها در عربستان سعودی به قدرت رسیدند و به جهاد که در آغاز به تحریک قدرت های نطامی اروپایی ایجاد و تقویت می شد با در آمد نفت ادامه دادند.

و آنها پس از گذشت ده ها سال نیز می دانستند چگونه از تأثیر جهاد بهر جویی کنند: در جنگ افغانستان در مقابل اتحاد جماهیر شوری، در جنگ یوگوسلاوی در جبهه ی ناتو و در جنگ کزوو توسط شورشیان شبه نظامی UCK. آنگاه 11 سپتامبر 2001 فرا رسید. در این روز با اصابت هواپیماهایی به دو برج دوقلوی نیویورک یکباره یکهزار انسان کشته شدند. آنها نیز قربانیان جنگ بودن، قربانیان راهکاری بودند که زمانی توسط کسانی بوجود آمده بود که در آغاز سودآور بوده و لذا قهرمان گشتند – مانند طالبان اولیه که بدانها مجاهد نیز گفته می شد، هنگامیکه در افغانستان بکمک امریکا علیه اشغالگران شوری می جنگیدند. پس از جنگ افغانستان قهرمانان آن زمان اکنون علیه کسانی عمل می کنند که آنها را بوجود آورده اند. حال دیگر آنها تبدیل به دشمنان گشته و قربانی به حساب نمی آنید. وضعیت کاملا از آنچه در آغاز کار بوده تغییر یافته است.

این است که همه ی طرفین کارزار مدعی قربانیان گشته و حق را با خود می یابند. زیرا قربانیان آنها بدون گناه کشته شده اند، در حالیکه طرف مقابل حقش بوده و دشمن است.

زمان حاضر

تحولات صنعتی، جهانی و دیجیتالی شدن، وضعیتی را که ما در آن، محیط خود را درک می کنیم بسیار تغییر داده اند. آنچه در آن سوی گیتی رخ می دهد، بلافاصله به سمارت فون، تابلت، نت بوک و کامپیوتر ما وارد می شود – چه ما آن را بخواهیم و چه نخواهیم. گاه هنوز چند ثانیه نگذشته، حسن و حسین که شهروندان معمولی در خیابان ها هستند، موضع خویش را در قبال دوست و دشمن بدست آورده اند. در این رابطه با خیال راحت می توان گفت که هم قربانی و هم دشمن دیجیتالی شده است. اما قضاوت روی اینکه در این رابطه چه چیز درست یا نادرست است حتّا برای کارشناسان و دانشمندان نیز مشکل است. آنگاه چگونه یک شهروند عادی می تواند تشخیص دهد که چه کس دشمن و کی دوست است؟

و البته او هیچ احتیاجی نیز بدینکار ندارد. زیرا "تصمیم گیری درست" را کسانی برایش انجام می دهند که علائق شما را مثلا در خاورمیانه نمایندگی می کنند. و بسیار هم به شما مربوط است، صرفنظر از اینکه موضوع، مربوط به دنیای غرب باشد، به فدراسیون روسیه، به چین یا به دنیای اسلام. همه نیز در این کار سهیم اند و نمایش قربانی و تصاویر دیجیتالی پشت سر هم را وسیله رسیدن به اهدافشان می سازند، همانگونه که صد سال پیش ماکس فن اپنهایم و لورنس عربی به متحدین خویش می گفتند که دارند خواهران و برادران شما را به قتل می رسند. در واقع نیرنه لورنس و نه اپنهایم علاقه ای به قربانیان نداشتند، به جز آنهایی که به خودشان مربوط بود. برای آنها همیتی نداشت که مسیحیان یا مسلمانان، دهری ها، کمونیست ها یا آدم های معمولی کشته می شدند. کشته شدن آنها را با خیال راحت پذیرفته بودند. زیرا آنها را همانگونه که امروزه نیز صورت می گیرد، می توانستند به صورت قهرمانان ترسیم نمایند؛ بصورت وسیله برای رسیدن به هدف، بصورت اسلحه تبلیغاتی.

ما در فضای دیجیتال همه روزه توسط تصاویر قربانیان، بمباران می شویم. و هر که از این وضع دل سیری داشته باشد نگاه خویش را بر می تابد و به کار خودش در آلمان یا در یکی از سایر ممالک اروپا می پردازد تا اینکه بحران مزبور پناهجویان تاره ای را موجب گشته و موضوع روز می گردد. آنگاه خواه نا خواه انسان مجبور می شود با اوضاع و فاکتورهای مربوطه خود را مشغول کند و نمائی از قربانی و عامل را بوجود آورد – با توجه ویژه به رسانه ها، تلویزیون و روزنامجات که در تعیین و چگونگی این تصویر دخالت دارند.

ارزش قربانیان جنگ ها چیست؟

برای مثال در 15 آوریل 2017 در سوریه به عمد و با برنامه ریزی پیشین یک کاروان تخلیه غیرنظامیان طرفدار دولت، هدف حمله ای انتحاری قرار گرفت. به گزارش رویترز و سایر منابع حرفه ای دستکم 126 تن کشته شدند که 80 تن آنها کودک بوده و در نهایت رذالت توسط چیپس بدان سو جلب شده بودند و 13 زن. قرار تخلیه مزبور میان ایران که متحد حکومت سوریه است و قطر که متحد شورشیان است گذاشته شده بود تا شیعیان سوریه که دو سال در شهرهای فوا و کفرجه در اشغال شورشیان بوده اند از نرسیدن آذوقه در مضیقه بودند از آنجا بیرون روند. قرار بود ه است آنها به مناطق تحت حاکمیت دولت و امن ترنقل مکان یابند.

شدت ضربه انتحاری مزبور آنچنان بود که ضربه شیمیایی دو هفته پیش تر در شهر خان شیخون که در کنترل شورشیان بود و به کشته شدن 86 تن انجامید به پای آن نمی رسید. ضربه خان شیخون به داد و قال شدید از جانب غرب انجامید و موجب دستور عملیات تنبیهی از جانب رئیس جمهور آمریکا، ترامپ گشت. اما در مقابل آن گزارش در باره حمله تروریستی به کاروان شیعیان در مطبوعات غرب بسیار ناچیز بود. البته پاپ آن را به شدت محکوم نمود. اما سیاستمداران غرب با خودداری عکس العمل نشان دادند. دلیل خویشن داری رسانه ای و سیاسی آنها در نگرش دوست و دشمن به لحاظ قدرت حامی شیعیان، ایران می باشد. نحوه و چگونگی رفتار در قبال این دو واقعه را با دو عبارت ساده میتوان بیان نمود:

 1 – در صورتی که تو اکنون دشمن من باشی یاد کردن از کشته شدگان جبهه تو ارزش چندانی ندارد.

 2 – اگر تو دوست ما باشی، ما به کشته شدگان جبهه تو ارج نهاده، آنها را قربانی می خوانیم و با سر و صدای زیاد و تبلیغات از آن یاد می کنیم تا مردم عادی را قانع کنیم تا از سیاست نظامی ما حمایت نمایند.

دروغ دستگاه انکوباتور

مؤثر بودن بسیارِ راهکارِ نگاه برتافتن از قربانیان را می توان در نمونه گزارشاتی که تحت نام دروغ دستگاه انکوباتور مشهور گشته و موجب آغاز جنگی گشت که هنوز نیز ادامه دارد مشاهده نمود.

مدعی گشتند که سربازان عراق به هنگام حمله به کویت در ماه اوت 1990- که  گفته اند دیکتار عراق، صدام حسین از جانب آمریکا بدینکار تشویق گشته بود- اطفال نوزاد کویتی را در بیمارستانی از درون دستگاههای انکوباتور بیرون کشیده و کشته اند. به هر حال نیره الصباح که پرستار بوده است در حالی که اشک از چشمانش جاری بود، در مقابل کنگره آمریکا این ها را شرح داد:

من دیدم چگونه سربازان عراق با اسلحه های خود به بیمارستان آمده ... نوزادان را از درون دستگاه های انکوباتور برداشته و بر زمین نهادند. این کار به مرگ آنها منجر گشت.

پس از جنگ معلوم شد که پرستار مزبور دختر 15 ساله سفیر کویت در آمریکا بنام سعود نصیر الصباح بود. پدر او نیز آن زمان در کنگره آمریکا در میان شنوندگان حضور داشت. بعدها معلوم شد این داستان دروغی بوده است. اما دیگر آن دروغ به دنیا آمده و نوزادانی که در واقعیت وجود خارجی نداشته اند برای آمریکا بهانه آغاز جنگی گشتند که جنگ های دیگر و بوجود آمدن گروه های تروریستی را بدنبال داشت و موجب قربانیان بیشتری گشت. حتّا سازمانی مانند عفو بین المللی نیز در یک گزارش 84 صفحه ای دروغ دستگاه انکوباتور را منتشر نمود.

نگرش به آینده

به هر حال قدرتمندان در سراسر جهان حاضر به صرفنظر کردن از این اسلحه رسانه ای نیستند. احساسات مردم بسیار اغوا کننده است. بهترین نمونه آن ترکیه است. با کودتا در جمهوری که هنوز آتاترکی است می توانستند قربانیان شورش را در جبهه حامیان دولت بسیار جلوه گر ساخته و به مقام شهید بالا برند. هر که با این کار موافق نبود، دشمن به حساب می آمد و قربانیانِ پدران و ماداران که در عرصه جنگ بر سر دموکراسی جان داده بودند را بی ارزش می نمود. در سوی دیگر نیز پسران و دختران والدین کرد، در جنوب ترکیه که در جنگ داخلی محدودی جان داده اند با برچسب تروریست معرفی می گردند. آنها در نظر دولت ترکیه ارزش توصیف به قربانی را ندارند، همانگونه که میلیون ها مسیحی کشته شده در گذشته ها، در زمان امپراطوری عثمانی ارزش آن را نداشتند، زیرا آنان به عنوان عوامل انگلیسی ها، روس ها و فرانسویان دیده می شدند. این نظیر تحولاتی است که در ترکیه فعلی دوباره اوج گرفته و مایه نگرانی است. در این بین مسیحیان (ارامنه، یونانی ها، ارمنی های سوریه موسوم به سوریویه)، کردان، علوی ها، یهودیان و غیره در برخی از مناطق ترکیه به چشم دشمن نگریسته می شوند. مرگ آنان را نمی توان با مرگ قربانیان اصیل، یعنی قربانیان خودشان برابر دانست.

این در حالیست که مادران و پدران تمامی قربانیان نظیر یکدیگر اشک می ریزند.             

 





Courtesy of تلاکسکالا
Source: http://www.multiperspektivisch.de/nachricht/detail/15.html
Publication date of original article: 18/10/2017
URL of this page : http://www.tlaxcala-int.org/article.asp?reference=22904

 

Tags: عرصه عمومی/افکار عمومیجنگسوریهترکیهرایش قیصری آلمانامپراطوری عثمانیماکس فن اپنهایملورنس عربیمسیحیان مشرق زمین
 

 
Print this page
Print this page
Send this page
Send this page


 All Tlaxcala pages are protected under Copyleft.