TLAXCALA تلاكسكالا Τλαξκάλα Тлакскала la red internacional de traductores por la diversidad lingüística le réseau international des traducteurs pour la diversité linguistique the international network of translators for linguistic diversity الشبكة العالمية للمترجمين من اجل التنويع اللغوي das internationale Übersetzernetzwerk für sprachliche Vielfalt a rede internacional de tradutores pela diversidade linguística la rete internazionale di traduttori per la diversità linguistica la xarxa internacional dels traductors per a la diversitat lingüística översättarnas internationella nätverk för språklig mångfald شبکه بین المللی مترجمین خواهان حفظ تنوع گویش το διεθνής δίκτυο των μεταφραστών για τη γλωσσική ποικιλία международная сеть переводчиков языкового разнообразия Aẓeḍḍa n yemsuqqlen i lmend n uṭṭuqqet n yilsawen dilsel çeşitlilik için uluslararası çevirmen ağı la internacia reto de tradukistoj por la lingva diverso

 30/03/2017 Tlaxcala, the international network of translators for linguistic diversity Tlaxcala's Manifesto  
English  
 AFRICA 
AFRICA / گیدو هرتس: ما حاضر نیستیم حقیقت را دریابیم
Date of publication at Tlaxcala: 17/02/2017
Original: Guido Herz: „Wir wollen die Wahrheit über Afrika nicht sehen“

گیدو هرتس: ما حاضر نیستیم حقیقت را دریابیم

Moritz Schwarz موریتس شوارتز

Translated by  Hamid Beheschti حميد بهشتي

 


آیا هنوز افریقا را میتوان نجات داد؟ سفیر سابق آلمان در تانزانیا، گیدو هرتش به اروپائیان اخطار می دهد که اینگونه نیاندیشند. 

آقای دکتر هرتس، آیا برنامه مارشال برای آفریقا می تواند این قاره را نجات دهد؟

دکتر گیدو هرتس ابتدا معاون سفیر آلمان در تانزانیا بود – با محور سیاست توسعه. سپس از 2008 سفیر آلمان در تانزانیا و از 2011 تا 2016 در قزاقستان. علاوه بر آن سرکنسول در کونیگزبرگ و بازرس وزارت امور خارجه. وی از 1995 مشاور فراکسیون دموکرات مسیحی و سوسیال مسیحی در مجلس آلمان بود. در سال 1998 صدر اعظم وقت آلمان، هلموت کُهل او را در نقش رئیس دفتر روابط خارجی و معاون بین المللی حزب دموکرات مسیحی برگزید. همین نقش را وی تحت رهبری شویبله و مرکل نیز ایفا نمود.وی متولد 1950 در شهر هاله بوده و در شپایِر رشد کرده است.

 گیدو هرتس: من اینگونه فکر نمی کنم. این فقط یک کوشش مذبوحانه ایست برای این که با هزینه ها و وسایل بیشتر به همان هدفی دست یابند که از 50 سال پیش با هزینه و وسائل بسیار کوشش کرده اند تا توسعه آفریقا را به پیش برند. 

آخر به آلمان نیز از همین طریق کمک شد. 

هرتس: آلمان کشور پیشرفته ای بود که در سال 1945 فقط می باید بازسازی می شد. اما در آفریقا ساخت های لازمه وجود ندارند. 

پس چطور است که وزیر توسعه آلمان، گِرت مولِر می خواهد از این راه عمل کند؟ 

هرتس: به نظر من این فقط برای این است که کاری کرده باشد – و اساسا بجز نشاندهنده ناتوانی نیست. قصد از این کار پرده پوشی بر این است که اصلا هیچ راه حلی برای این مسئله وجود ندارد. علاو بر آن سیاستمداران باید خودی نشان دهند، باید نشان دهند کاری کرده اند. البته خود خانم نخست وزیر به برنامه مارشال اش با نگاه شک می نگرد. 

»کمک های توسعه به آفریقا صدمه می زنند.« 

به اخطار مولر »اگر مسائل آفریقا را همانجا حل نکنیم به خود ما انتقال خواهند یافت«. 

هرتس: در این مورد حق با اوست! در حال حاضر ما در آلمان بیش از همه در باره مهاجرین سرزمین های عربی گفتگو می کنیم. اما خطر اصلی از ناحیه آفریقاست. بر اساس تخمین میانگینی سازمان ملل در سال 2100 یازده میلیارد انسان بر روی زمین زندگی خواهند کرد. اما به نظر من در واقع تخمین حد اکثری سازمان ملل واقعبینانه تر است که بر اساس آن این رقم 16 میلیارد خواهد بود و فقط 6 میلیارد آن به آفریقا مربوط می شود. برای مقایسه، این قاره اکنون دارای یک میلیارد ساکن است و مثلا تانزانیا که اکنون 50 میلیون جمعیت دارد، آنگاه دارای 400 میلیون سالکن خواهد بود. این در حالیست که زیرساخت های آنجا کفاف نصف جمعیت امروزی را می کنند. 

آیا این زیرساخت ها به موازات جمعیت رشد نمی کنند؟ 

هرتس: بر طبق تجربه ی من بیش از پیش نیز تکیده می شود. مثلا تانرانیا در گذشته دارای دو خط آهن فعال بود. یکی از آنها را در دهه ی 1970 از جانب چینی ها دریافت نمود و دیگری باقیمانده دوران استعمار آلمان است که بعدها از جانب بُن تعمیر گشت. امروزه هر دوی این خطوط آهن به درستی کار نمی کنند، استهلاک شده و در برخی جاها از کار افتاده اند. 

اما این نشاندهند این است که چقدر کمک به توسعه و گسترش آن دارای اهمیت است. 

هرتس: نه درست خلاف آن را نشان می دهد، این را نشان می دهد که به اشخاصی کمک می رساند. اما از رسیدن به هدف اصلیِ آن که کمک به توسعه این کشورها باشد انحراف دارد. 

چطور؟ 

هرتس: نکته اصلی در اینجاست که آفریقا از حکومت ها و ساخت های اجتماعی توانمندی تشکیل نشده است. 

»باید بیشتر به منافع آلمان توجه شود« 

این چرا تعیین کننده است؟ 

هرتس: میان ساخت های »دربرگیرنده« و »محدود کننده« تفاوت قائل می شوند: »دربرگیرنده« بدین معنی که رفاه برای همه فایده دارد. اما »محدود کننده« به این معنی که فقط خواص بهره مند می شوند. کشورهای توانمند دارای ساخت های »دربرگیرنده اند«. اما در آفریقا اصولا همه جا ساخت های »محدود کننده« وجود دارند. بدین قرار است که کمک توسعه یا »برنامه مارشال« نمی تواند مؤثر باشد. زیرا »زمینه ی بازتابیِ« لازم وجود ندارد. حتا وضعیت معکوس حاکم است: به خاطر ساخت های بلعنده ی موجود، کمک توسعه خسارت بار است. 

این دیگر چرا؟  

زیرا ساخت های بلعنده را تحکیم می کند. برای توضیح، معمولا دولتی را که دارای کارآئی ضعیف است مردم برکنار می کنند. اما همین دولت به میمنت کمک توسعه، ناتوانی خود را می پوشاند. زمانی که من در تانزانیا سفیر بودم 40 درصد بودجه سالانه از جهت کمک توسعه تأمین می شد. اما در صورتی که دولت ناصالحی برکنار نشود توسعه در جا می زند – و حتا معکوس هم می شود. 


صادرات مواد اولیه اصلی کشورهای آفریقا

 

چرا آفریقا با وجود منابع سرشاری که دارد به کمک نیاز دارد؟ 

هرتس: ایا شما اصطلاح »نفرین مواد اولیه« را شنیده اید؟ مواد اولیه به نظر می آید نعمت باشند. اما غالبا نعمت نیستند. چرا؟ برای اینکه درآمد »حاصل از دسترنج و کار« نیست. بدیِ آن از چه جهت است؟ می دانیم که بهای کالاهای محصولِ دسترج و کار برابر است با هزینه تولید آنها، هزینه بازار و سودی که روی آن می کشند. اما در مورد مواد اولیه هزینه ی تولید نسبتا کم است، در حالیکه بهای آنها در بازار غالبا بالاست. در نیتجه سود حاصله زیاد است. اما این سود با توجه به اینکه محصول کار واقعی نیست به کی می رسد؟ این است که منجر به تقسیم رقابتی این سود گشته و غالبا موجب فساد و تلاشی ساخت های موجود می گردد. اما این چه ربطی به کمک توسعه دارد؟ پاسخ اینکه تأثیر آن قابل مقایسه است. زیرا آن نیز »درآمدیست که محصول دسترنج و کار نیست«. اینست که کمک توسعه نیز می تواند فساد انگیز باشد. فساد می تواند در چارچوب فعالیت های توسعه ای دولتی صورت گیرد. مثلا دولت تانزانیا در زمان سفیر بودن من به هر یک از نمایندگان مجلس یک خودروی صحرایی به بهای 80 هزار یورو هدیه کرد و علاوه بر آن برای هزینه مسافرت های اداری آنها نیز روزانه مبلغی پرداخت نمود. این با توجه به اینکه بودجه ی این حکومت ها به نسبت بالایی از جهت کمک های دریافتی تأمین می گردند بدین معنی است که کشورهای دریافت کننده، این کمک ها را خودسرانه بین یاران خود تقسیم کرده و آنها را ارضاء می نمایند. 

یعنی باید کمک توسعه را حذف نمود؟ 

هرتس؟ نه حتما. اما باید ما سرانجام دریابیم که کمک توسعه به هدف مطلوب نمی رسد. دوم اینکه غرب نمی تواند کار توسعه ی آفریقا را سامان دهد. زیرا این به پول ما ربطی ندارد. بلکه مربوط به فقدان ساخت های بنیادین اکثر کشورهای آن قاره است. سوم اینکه ما باید این را بپذیریم که نتیجه ی کمک توسعه ی دهه های گذشته، بهبودی وضع کشورهای دریافت کننده نبوده و به همین جهت ما باید جهت گیری تازه ای را اختیار کنیم: و اگر می خواهیم به لحاظ مالی به آنها کمک کنیم، می باید بیشتر به منافع المان توجه کینم. 

به چه صورت؟ 

هرتس: مثلا از طریق کمک مالی به کشورهایی که مهاجرت به اروپا را ترمز می کنند – به معنی »ذوجیت مهاجرتی«. 

آیا این کار ما را از موج ناشی از رشد جمعیت آفریقا محفوظ می کند؟ 

هرتس: نه. اما بدین صورت دستکم پولی که هزینه می کنیم کاملا بی فایده نمی ماند. 

»ما نمی توانیم با علل گریز آنها مبارزه کنیم«  

بسیاری از همکاران دیپلمات شما به »فراخوانِ بُن« اقدام نمودند. و این اقدام نیز از متوقف نمودن کمک توسعه حمایت می کند. اما پیشنهادات دیگری را برای کمک به افریقا نیز در بر دارد. 

هرتس: من این را می دانم. اما برخلاف امضاء کنندگان فراخوان بُن، خوش بین نیستم. زیرا آنها نیز پاسخی برای مشکل اصلی گفته شده ندارند. هر که بخواهد در آفریقا هدفی را دنبال کند خواه ناخواه به این مشکل برخورد می کند و تا زمانی که آن حل نشده باشد، هر کار دیگری اصلا بی فایده است. 

اما در آفریقا کشورهای نیز هستند که نسبتا موفقیت دارند – از جمله بتسوانا، موزامبیک، غنا یا رواندا. 

هرتس: شناخت من از این کشورها کمتر از آن است که با توجه به جزئیات اظهار نظر کنم. اما بر اساس تجربیاتم بدین آوای دهل از دور اعتمادی ندارم. من اطمینان دارم که هر کس با دقت بنگرد تشخیص خواهد داد که شرایط آن کشورها نیز اصولا تفاوتی ندارد و : آن کشورها نیز به دریافت کمک های توسعه وابسته اند، یعنی با تکیه بر پای خود موفق نمی شوند. 

پس ما چگونه باید با »علل گریز« مبارزه کنیم؟ هر چه باشد این محور سیاست دولت آلمان در قبال پناهجویان است. 

هرتس: حقیقت این است که ما اصلا نمی توانیم با آن مبارزه کنیم. و این مبارزه اثرمند نمی تواند باشد.  

پس چرا خانم صدر اعظم قول آن را می دهد؟ 

هرتس: من فکر می کنم منشاء آن وزارت همکاری های اقتصادی یا دوایر مربوط بدان باشند و آنها بیشتر به موفقیت های جزئی خودشان توجه دارند تا به اوضاع کلی نومید کننده ی آنجا. به او احتمالا همان برداشت متوجه به مناف آلمان را منتقل نموده اند که شاغلان کمک توسعه در آنجا دارند. طبیعتا آنها نمی گویند: »آنچه ما در اینجا انجام می دهیم اساسا بیهوده است«. طبیعی است که این اشخاص به مفید بودن پروژه هایی که انجام می دهند باور دارند و به همین جهت نیز تصویر زیباتری را ارائه می دهند. 

در راستای ریاست ما در گروه 20، خانم نخست وزیر قصد دارد در ماه ژوئیه کنگره ی »ذوحیت با آفریقا« را در برلین برگذار نماید. از آن چه انتظاری می توان داست؟ 

هرتس: متاسفانه بیش از هر چیز ادعاهای پوچ. و از آنجا که شما در مورد مبارزه با علل گریز سئوال کردید: آیا می خواهید در این باره بی پرده نظر مرا بشنوید؟ 

خواهش می کنم! 

هرتس: یکی از علل اساسی، خانم مرکل است. زیرا با توجه به تحولات جمعیتی در جهان سوم مسئولانه نیست که اینگونه دعوت ها را که او کرد در جهان منتشر نمود. 

پس سرنوست »فرهنک خوش آمدید« چه می شود؟ 

هرتس: من فکر می کنم در این باره رئیس جمهور جدید آمریکا در مصاحبه ای که با روزنامه (آلمانی) بیلد داشت همه چیز را گفته است. وی گفت که آن »اشتباهی فاجعه بار« است. 

»ما زمانی عکس العمل از خود نشان می دهیم که بسیار دیر شده است«.  

آیا شما بالاخره این را می خواهید بگوئید که به آفریقا نمی توان کمک نمود؟ 

هرتس: بله، من این هراس را دارم، نه به خاطر اینکه آفریقابرای من مهم نیست، بلکه به این خاطر که واقعیت ها گویای آن هستند. اما ما نمی خواهیم آن را بپذیریم، زیرا ما از دریافت این حقیقت وحشت داریم. در حالیکه این رویکرد اثر مثبت نداشته و وضع را بدتر هم می کند. 

به چه صورت؟ 

هرتس: ما زمانی عکس العمل از خود نشان می دهیم که خیلی دیر شده است. 

به چه معنی؟ 

هرتس: نویسنده مشهور، آسفا وسن آسِرانه به تازگی کتابی منتشر ساخته است تحت عنوان »مهاجرت دستجمعی اخیر« با این تیتر دوم: »هر که قصد حفظ اروپا را دارد باید آفریقا را نجات دهد«. در این مورد کاملا حق با اوست. 

اما اگر آفریقا به طوری که شما می گوئید قابل نجات نیست ...؟ 

هرتس: این وضعیتِ آتی است که باید اصولا در باره اش فکر کنیم، به جای اینکه خود را به تقلای بیهوده ای مشغول کنیم که ما را از مشکل اصلی منحرف می کند. 

آیا باید این نتیجه را کرفت که تنها شانس باقی مانده قلعه ی اروپاست؟ 

هرتس: من این نتیجه گیری را به سیاستمداران و شرکت کنندگان در انتخابات محول می کنم. 


فقیرترین کشورهای جهان

 

»کمک واقعی به استعمار منجر می شود«  

اما آیا ما می توانیم آفریقا را تنها بگذاریم؟ و آیا به خاطر استعمار هم که شده ما نسبت به این قاره مسئول نیستیم؟ 

این سخن آخر به نظر من جز عذر بدتر از گناه نیست. همکار من فولکِر زایتس بدین اشاره کرده است که در پایان دوران استعمار در برخی از کشورها حتا شرایط بهتری از امروز حاکم بوده است. برخی از کشورهای استعمارگر حتا زیرساخت های فیزیکی خوبی را به جای نهادند، ادارات منظم و اساسا نظام فعالی را که دارای بنیادهای سیاسی بودند. برخی از مستعمرات آنزمان حتا دارای وجوه مالی در خارج بوده و درآمد سرانه ی بیشتری از بسیاری از کشورهای عضو اتحادیه اروپا در حال حاضر داشتند. هیچکدام از اینها باقی نمانده است. اگر آفریقا از زمان پایان جنگ جهانی دوم زمانی قربانی شمال بوده است مربوط به دوران جنگ سرد می شود. زیرا آن زمان، هم غرب و هم شرق به هر رژیم فاسدی کمک می کردند به شرط اینکه به بلوک آنها وفادار می بود و کمک توسعه نیز موفقیت آمیز نبوده و نیست. زیرا درست است که با مرگ و میر مادران و اطفال آنها با موفقیت مبارزه نمود، اما از اینکه محیطی برای کنترل زایمان بوجود آورد غافل شد. انفجار جمعیت در آفریقا یا تحول آب و هوا – که در باره آن اصلا سخنی نگفتیم – عمدتا موجب فاجعه ایست که در انتظار آفریقاست. 

آیا شما هیچ راه امیدی نمی بینید؟ 

هرتس: تنها طرح کمکی که تا حدی مرا قانع می کند، راه مرحوم روپرت نویدک است که طبق آن هر کشور غربی یک ذوجیت توسعه را با یک کشور آفریقائی برگزیده و آغاز نماید. اما این پذیرش را برخی می توانند به استعمار نو توجیه نمایند. و این را نه برگزیدگان آفریقا حاضر اند بپذیرند – که در اینصورت منافع خود را از دست خواهند داد و نه اینکه نزد ما غربیان از حمایت اکثریت برخوردار می شود.

برای مقایسه معادل آلمانی نامها و اصطلاحات بکار رفته در این ترجمه اینجا را کلیک کنید.





Courtesy of تلاکسکالا
Source: http://www.jungefreiheit.de
Publication date of original article: 10/02/2017
URL of this page : http://www.tlaxcala-int.org/article.asp?reference=19915

 

Tags: کمک توسعهذوجیت توسعهآلمانتانزانیاآفریقا
 

 
Print this page
Print this page
Send this page
Send this page


 All Tlaxcala pages are protected under Copyleft.