TLAXCALA تلاكسكالا Τλαξκάλα Тлакскала la red internacional de traductores por la diversidad lingüística le réseau international des traducteurs pour la diversité linguistique the international network of translators for linguistic diversity الشبكة العالمية للمترجمين من اجل التنويع اللغوي das internationale Übersetzernetzwerk für sprachliche Vielfalt a rede internacional de tradutores pela diversidade linguística la rete internazionale di traduttori per la diversità linguistica la xarxa internacional dels traductors per a la diversitat lingüística översättarnas internationella nätverk för språklig mångfald شبکه بین المللی مترجمین خواهان حفظ تنوع گویش το διεθνής δίκτυο των μεταφραστών για τη γλωσσική ποικιλία международная сеть переводчиков языкового разнообразия Aẓeḍḍa n yemsuqqlen i lmend n uṭṭuqqet n yilsawen dilsel çeşitlilik için uluslararası çevirmen ağı

 23/09/2020 Tlaxcala, the international network of translators for linguistic diversity Tlaxcala's Manifesto  
English  
 EUROPE 
EUROPE / لامپدوزا:جایزه ی مرگ برای ورود به اروپا
Date of publication at Tlaxcala: 21/11/2013
Original: Lampedusa: perseguir a los vivos, premiar a los muertos
Translations available: English  Français  Italiano  Deutsch 

لامپدوزا:جایزه ی مرگ برای ورود به اروپا

Santiago Alba Rico Σαντιάγκο Άλμπα Ρίκο سانتياغو البا ريكو

Translated by  Hamid Beheschti حميد بهشتي

 

در باره فاجعه ی لامپدوزا دیگر چه میتوان گفت؟ چیزی بر اوراد ریاآمیز تکراری مأموران اتحادیه اروپا و شکایات بجای فعالان، سازمانها و مهاجران نمی توان افزود. سالها پیش یک عابد آلمانی تبار کوستاریکایی بنام هینکه لامرت انبوه اجسادی را که همواره در مرزهای مغرب زمین در دریا و صحرا جمع می شوند به کوتاهی «مردم کُشیِ محصول ساخت ها» نامید.

در این مفهومِ «مردم کُشی محصول ساخت ها» طبیعتا شکایتی نهفته است. زیرا ساخت های حاضر به خودی خود بوجود نیامده، بلکه محصول تصمیم گیری های سیاسی می باشند که موجب کارکرد آنها بوده و همانگونه نیز امکان داشت موجب بی أثری آنها باشند. در صورتی که ساختی با اعلامیه جهانی حقوق بشر و کرامت انسانی ناهمساز باشد، لاجرم تمامی تصمیماتی که آن را فعال ساخته و بر پا نگاه داشته اند نیز مملو از بی رحمی بوده، آدمی را به یاد یکی از بازی های بی رحمانه ی بچه ها می ندازند و تصور خمیازه ای بیهوده و عمیق را در خاطر انسانی مجسم می سازد. احتمالا مدیر اتحادیه اروپا، باروسو، و نخست وزیر ایتالیا، لِتا، هنگامیکه در لامپدوزا با عبارت «ای قاتلان» به آنها خوش آمد گفته شد خوشحال نبودند. آنها خود را قاتل ندانسته و حتما یک گونه انزجار واقعی نیز به هنگام مواجه شدن با آن انبوه جسد در خود حس می کنند. اما با اینحال آنها باید توهینی را که می شنوند و احساس ندامتی را که در آنها بوجود می آید قورت داده و احساس وظیفه ای را که در قبال ساخت های مزبور در آنها بوجود می آید تحمل کنند، زیرا هر چه باشد آرائی که به آنها داده شده است بدان  بستگی دارد.
 
 
با اطمینان می توان گفت که اقدامات اتخاذ شده توسط اتحادیه اروپا و دولت ایتالیا حکومتگران ما را تبدیل به عناصری خیالی در یک بازی بچگانه با اعدام (1) یا یک مسابقه تلویزیونی می نمایند. ما نباید دلرحم تر از آن که آنها خودشان هستند باشیم. ما باید بودجه ی مراکز شناسایی و بازپس فرستادن آنها (CIE)(2) را تقویت نموده و حاضر باشیم به مردگانشان تابعیت کشور را اعطا کنیم – در حالیکه زندگانشان همچنان تحت تعقیب هستند – یک چنین رفتاری در نظر ما حق است و علاوه بر آن مایه ی سرگرمی نیز می باشد. زیرا بدین صورت فعالیت مهاجران تبدیل به یکی از گرانترین ورزشهای پرخطر می گردد: آهای جوانان ماجراجو، هزاران یورو برای نام نویسی بپردازید وسپس خودرا به آب دریا پرت کنید، علی رغم طوفان ها و کشتی های گشت؛ اگر هم پایتان به زمینِ زندگان رسید شما را مانند بازی مرغابی ها دوباره به آغاز عودت می دهیم، یا که به زندانتان می اندازیم مانند بازی مرغابی ها یا که موظفتان می کنیم به کار اجباری و تحت همه گونه سوء استفاده و فشار مانند بازی مرغابی ها. (3) پس به اینصورت هیچ شانس پیروزی در کار نیست؟ چطور می شود در این مسابقه برنده شد؟ - هنگامی که مرگ برسد. در صورتیکه شما جوانان ماجراجو در سواحل ما بمیرید، در اینصورت بر اجسادتان لحاف نرمی از احساس همدردی گسترده خواهد شد و علاوه بر آن به مجرد اینکه رؤیایتان تبدیل به واقعیت گشت و آرزوی قلبی تان برآورده شد، بالاترین جایزه را بدست خواهید آورد: تابعیت ایتالیا.
 
بدیهی است که این بازی هولناک در رابطه با «ساخت» مذکور می باشد. همانگونه که ادوارد رومرو با اشاره به نقل قولی از مارکس می گوید، این بازی، با میل شدید ما به کار ارزانِ بردگی، به انتخاب یک تاجرِ بردگان افریقا و به بی توجهی ما به مرزهای کشورهای بیگانه ارتباط دارد. ما در اقتصاد آن ملت ها دخالت می کنیم و آنها را غارت می کنیم، حاکمیت ارضی آنها را زیر پا می گذاریم و با دیکتاتورهایشان قرارداد می بندیم. بخش بزرگی از قربانیان لامپدوزا از اهالی سومالیا بودند، کشوری که در آب های همجوارش کشتی های ما اروپائیان زباله های آلوده را به دریا می ریزند و برای خوراکِ ما ماهی های تون می ربایند. ما نباید فراموش کنیم که: در حالیکه دهها تن از اهالی سومالیا کنار سواحل ایتالیا غرق شدند چند تن از ماهیگیرانِ سابقِ این کشورِ سابقِ افریقایی، بخاطر دزدی دریایی در اسپانیا محاکمه می شدند.
 
این ایده ی قدردانی کردن از مردگان توسط قائل شدن تابعیت ایتالیا برای آنها پس از ورود اجسادشان به سواحل ما در حالی که زندگان آنها بخاطر ادامه حیاتشان جریمه می شوند، در بطنِ خود اعلام جنگی بوده و حاوی سوء تفاهمی نژادپرستانه نیز می باشد. زیرا معنی آن اینست که این جوانان ماجراجویی که به حقِ آزادی سفر و به داشتنِ حقِ زندگی بهتری باور دارند، در اروپا هنگامی پذیرفته می شوند که مرده باشند و اجسادشان در آب باد کرده باشد، آنگاه آنها حق دارند اروپایی شوند. به اضافه این که در سراسر جهان مردم می شنوند که آنها به قدری زیاد بوده اند که دیگر نمی شود آنها را به فراموشی سپرد. مردگانِ آنها را ما خیلی دوست داریم و با تغییر اندکی در یک نقل قول می توان گفت: تنها مهاجرِ خوب که هویت خویش را نیز عوض کرده است، مهاجرِ مرده است.
 
در عین حال، اعطای تابعیت ایتالیا پس از مرگ، یک عمل نژادپرستانه ی تبلیغاتی است، زیرا بر این فرض بنا شده است و این را القاء می کند که مغروق های سومالیایی، اریتره ای و سوری قصد داشته اند ایتالیایی شوند. آنهم درست در زمانی که بسیاری از ایتالیایی ها و اسپانیایی ها دیگر نمی خواهند ایتالیایی و اسپانیایی باقی بمانند و مجبورند میهن خود را ترک گویند. مردگان لامپدوزا و برندگان این بازی بیرحمانه ی بیهوده، ایتالیا و اسپانیا را دارای جلوه ای فریبنده می سازند. زیرا قرار است که این دو کشور جلوه ای مطلوب، غنی و دموکراتیک بیابند به گونه ای که میلیونها انسان در جهان آرزوی رسیدن بدان را داشته باشند و این دروغی بیش نیست. زیرا که آن انسانها هیچ قصد ندارند ایتالیایی یا اسپانیایی شوند.
 
یکی از روزنامه نگارانی که مرا بسیار تحت تأثیر قرار داده است روزنامه نگاری ایتالیایی بنام گابریله دِل گرانده می باشد. او سالهاست قربانیان این مردم کُشی محصول ساخت ها را شمارش کرده و نام آنها را ثبت می کند. «سفر ممدو به دیار عدم» عنوان پر معنی یکی از کتب اوست. او پس از وقوع آن مرگ انبوه در لامپدوزا برخی از اطلاعات اساسی را خاطر نشان ساخت: اکثر مهاجران از طریق دریا نزد ما می آیند. بسیاری از آنها کوشیده اند بصورت قانونی به کشور وارد شوند. رقم مهاجران از ایتالیا بیش از رقم مهاجران به ایتالیاست و تنها وسیله ای که می توان با آن جلوی آنها را گرفت کشتن آنهاست (به هنگام آغاز سفر، بین راه یا زمانی که به مقصد وارد می شوند). وی با تلخی از نقش رسانه ها در این رابطه یاد می کند. آنها درست مانند سیاستمداران، مهاجران را موضوع مجادله یا گزارش می نمایند. بطوری که «بازیگران اصلی» که مهاجران مرده یا زنده مانده باشند در گزارشات آنها نه حرفی می زنند و نه نامی دارند و هرگز فرصتی نمی یابند تا مقاصد خویش را مطرح نمایند.
 
دِل گرانده که در غم و شادی آنها شریک بوده و آنها را همراهی کرده است این اصراری را که آن افریقائیان داشته و بر آن پافشاری می کنند تا به مرزهای ما برسند بزرگترین سرپیچی غیر مسلحانه علیه قوانین اروپا دانسته و براین باور است که در صورتیکه روزگاری مجددا در دریای مدیترانه صلح برقرار گردد و آدمی بتواند آزادانه رفت و آمد نماید مردگان امروزی تبدیل به قهرمانان فردا خواهند شد و داستان هایی در باره آنها نوشته و فیلم هایی در باره جرأت آنها تهیه خواهد گشت.
 
آنها  نمی خواهند ایتالیایی، اسپانیایی یا یونانی شوند و از پیوندهای فرهنگی مهم خود با میهنشان با سربلندی نگهبانی می کنند. بهترین شاهدِ این مدعا حواله های بانکی است که آنها به اقوامشان می فرستند یا همین واقعیت که اقوام آنها مبالغی را پس انداز کرده بودند تا جوان ترین و با جرأت ترین عضو خانواده خود را با دادن پول به مافیاهای وطنی توسط کشتی به اروپا رسانند. آنها نمی خواهند ایتالیایی، اسپانیایی یا یونانی شوند، با اینکه دلشان می خواهد از برخی از حقوق آنها بهره مند گردند که ایتالیایی ها، اسپانیایی ها یا یونانی ها در حال از دست دادنشان هستند.
 
آنها طلبِ حقِ حرکتِ آزاد را داشته و این را که در وطن خودشان بمانند و این حق که سفر کنند یا نکنند، کار کنند و دنبال ماجراجویی روند، با مکان های جدیدی آشنا شده، به افراد تازه ای عشق بورزند و نیز همچنان به نزدیکان خویش. آنها با ما فرقی ندارند و اگر هم زندگی آنها گاهی از زندگی ما سخت تر است، جرأت آنها نیز بیشتر است، بیش از ما اهل فعالیت و دارای نیروی حیات و فرزترند و مانند ما همه چیز را با تمسخر نمی نگرند.
 
البته ممکن است که دلایل اقتصادی و محیط زیستی خوبی در بین باشد برای اینکه حمل و نقل آنها را محدود نمود. اما در اینصورت باید از ایجاد محدودیت برای کالاها و توریست ها آغاز نمود: اروپائیان بسیار بیشتر و گرانتر از افریقائیان سفر می کنند. به هر حال نمی توان حق آزادی حرکت را که بر حق باقیماندن در محل و حق بازگشت نیزشامل است، گزینشی قائل شد و به نژاد، قوم و بعبارت دیگر به معیارهای فرهنگی وابسته نمود و به هیچ وجه نمی توان آنرا با اجبار همراه کرد و از مردم سلب نمود.
 
هر دروغ ضروریِ متناسب با «ساخت ها» را هم که اروپا مطرح نماید، تا زمانیکه کمک کردن را غیر ممکن ساخته، برده داری را انتخاب، هزینه ی اردوگاه های اجباری را تأمین و جنایی ساختن حق زندگی را برای مردمِ خود و در مرزهای خود تبدیل به امری عادی نمایند، اروپا این اجازه را ندارد که خودش را دموکراتیک و مدافع آزادی فکری بداند.
 
سواحل دریای مدیترانه یک مجموعه ی واحد را تشکیل می دهند، اما برای اهالی، بریده بریده شده است. ما نباید بگذاریم این تصاویر غمبار بریدگی و شکافِ پر از آب و اجساد مردگان و این جهتِ حرکتِ مهاجرت، ما را گیج سازند. شمال و جنوبِ دریای مدیترانه هر روز بیش از پیش با هم شباهت می یابند. در حالیکه برداشت ما اینست که آنها نزد ما می آیند، در واقع ما هستیم که به نزد آنها می رویم و بسیار هم به سرعت. بجاست که چه در این سو و چه در آن سو، ما با همدیگر به دنبال راه حلی باشیم و اینکه ما داوطلبانه کمی افریقایی تر شویم، پیش از آنکه دولت های ما - که بیکار هم ننشسته اند – علیه شهروندان خود، قوانیتی را علیه خارجیان به کار گیرند: خارجیان، تروریست ها، بی نوایان، بیماران. اسپانیا همانند ایتالیا و یونان در حال این است که کشوررا با تابعینی که اموات اند پر کنند یعنی با اسپانیایی هایِ فرضیِ مرده.
 
1 - در بازی Gymkhanas بازیکنان رقبای خود را با هل دادن، به زمین می اندازند و این معنا را دارد که طرف کشته شده و از دور خارج می شود.                
2 – CIE مرکزیست برای گردآوری مسافران غیر قانونی و پناهندگان در اروپا. در این مراکز آنها را شناسایی کرده و به کشورهایشان عودت می دهند.
3 – در بازی مرغابی ها بر صفحه ای که روی آن دامهای فراوان رسم شده با ریختن تاس، بازیکنان، مرغابی های خود را به حرکت در آورده و هر گاه به دامی گرفتار شوند باید از نو شروع کنند.




Courtesy of Cuarto Poder
Source: http://www.cuartopoder.es/tribuna/lampedusa-perseguir-los-vivos-premiar-los-muertos/5133
Publication date of original article: 12/10/2013
URL of this page : http://www.tlaxcala-int.org/article.asp?reference=10868

 

Tags:  مهاجرت کشتی های مغروق دژ اروپا ایتالیا اسپانیا یونان اروپامردم کشی محصول ساختساخت مهاجران پناهندگانلامپدوزا
 

 
Print this page
Print this page
Send this page
Send this page


 All Tlaxcala pages are protected under Copyleft.